عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
173
كشف الحقايق ( فارسى )
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ « 1 » و امثال اين در قرآن و احاديث آمده است . باب بدانكه اهل شريعت مىگويند كه ايمان داريم به هرچه در قرآن و احاديث آمده است اگرچه كيفيت بعضى از آن چيزها ندانيم نؤمن به و نشتغل « 2 » بكيفيته احوال قيامت از آنهاست كه ايمان بجمله مىداريم اگرچه كيفيت آن احوال را تمام درنمىيابيم مانند سؤال گور و عذاب گور و برخاستن از گور و نامه اعمال هر يكى بهر يكى رسيدن بعضى را بدست راست و بعضى را بدست چپ و نامه خواندن و حساب هر يكى كردن و ترازو و صراط و دوزخ و عذابهاء گوناگون در دوزخ و بهشت و ديدار خداى تعالى اين جمله حقيقت و راست است . فصل در سخن اهل حكمت در بيان معاد انسان و آنچه تعلق به آن دارد بدانكه اهل حكمت مىگويند كه اگرچه نفس ناطقه كه جوهر نورانيست پيش از اين قالب بالفعل موجود نبود و با اين قالب بالفعل موجود شد اما بعد از اين قالب بالفعل موجود خواهد بود و اين نفس ناطقه اگرچه جوهر نورانى و پاك است اما يك روى در اين عالم سفلى دارد از آنكه متعلقست بقالب و به اين سبب بصفات ذميمه و اخلاق ناپسنديده موصوف و متصف مىتواند شد و يك روى در آن عالم دارد از آنكه فيض نفس سماويست ( كذا - شايد : نفس فيض سماويست ) و به اين سبب بصفات حميده و اخلاق پسنديده موصوف و متحلى مىتواند شد . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه چون اين نفس ناطقه كمال خود حاصل كند در اين قالب بعد از مفارقت اين قالب بعالم خود كه عالم علويست بازگردد و كمال او را مناسبت است با عالم خود و مناسبت او با صفات حميده و اخلاق پسنديده و علم و تقواست .
--> ( 1 ) - حاقه 30 - 32 ( 2 ) - تؤمن و تشتغل